خرید بک لینک
خب.. سه هفته ای از اینجا غافل بودم. کار ِ اشتباه. چنل؟ پادکسته .. رادیوئه...کی خاطره هاشو می گه؟ خاطره ها باید نوشته شن..باید مکتوب شن..که وقتی میای رو هر ماه کلیک می کنی بتونی مرور کنی مزه شونو.. یه فایل موزیک از ته مه های لپ تاپ داره پلی میشه و میخوام شروع کنم از این سه هفته نوشتن :)خیلی ربط داره

برچسب: نویسنده: بهار محمدی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 13:43

دیر زمانیه که می خوام بنویسم اما خب نشده بود...متهم دریف ِ اول این ثبت نشدنا چنله! من که میدونم به تل گرام هیچ اعتباری نیس و بعدنا اگه واسه چنلم ات فاقی بیفته چقدرررر غصه می خورم. بهرحال سعی می کنم ثبت کنم همه ی خاطره هامو اینجا... بعد من چجوری پارسال می تونستم سه ماه اینجا ننویسم! سه مااه خیلی حرف

برچسب: نویسنده: بهار محمدی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 13:43

خونه

دوشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۵

چه می فهمه آدم...یهو انقدر یه رویایی آرزویی چیزیو تکرار می کنی تو روزات که یهو میبینی سر خوردی سمتش.. خونه دار شیم یعنی زود؟ :) هر چی خیره.

+ 16:54 نويسنده |

برچسب: نویسنده: بهار محمدی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 13:43

دیر زمونیه که میخوام بنویسم و نمیشه... الان رفتیم یکمکی پست قبلیم رو خوندم. خب خیلی بهترم از اون پست...حالم رو میگم. هنوز در مرحله ی گذار/گذر هستم. اما روزها لذت بخش هستند کماکان.از اتفاقات این چند هفته بخوام بگم. مهمونی شرکتیمون که خیلی خوب بود..جدیدن ها بیشتر علاقه مند افتر ها هستم تا خود ِ مهمونی

برچسب: نویسنده: بهار محمدی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 13:43

حیفه که ننویسم از این روزا و هفته های آخر سال.. اتفاقای زیادی افتاده که اینجا ثبت نشده ن و اتفاقای بیشتری هست که هنوز اتفاق نیافتاده. پس بهتره یه مروری کنم از فردای 11 دی بعد از آخرین پستم تا همین الان که سه شنبه 10 اسفند ساعت 15 و 15 دقیقه. اول اینکه بالاخره هم گوشیمو عوض کردم و هم دوربین خریدم.

برچسب: نویسنده: بهار محمدی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 13:43

در یک پنجشنبه ی بهاری ِ به نسبت آروم همراه با نوای هان.س زی مر عزیز و دیدن یک سری از همکاران قدیمی در شرکت هستم. دیدم که مدتهای مدیدی هست که اینجا ننوشتم. یعنی به تاریخ دقیق تر از تولدم و ثبت نیمه کاره ی اتفاقاتش تا الان..96؟ so far so good . واقعیتش بهتر از 95 نیست برام. البته فکر می کنم همون 95 سط

برچسب: نویسنده: بهار محمدی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 13:43

ساعت 7 و 20 دقیقه روز نهم اردیبهشته :) خیلی از اتمام ساعت کاری گذشته و من پشت میزم نشستم. کارام تموم شده و میخوام برم اما قبلش حتما باید میومدم اینجا تو این وبلاگ یه چیزی رو ثبت می کردم بعد از جلسه حقوق و پلن سال 96...که یه روزی که توی این شرکت استخدام شدم پایینترین حقوق شرکت رو داشتم و کارم پرینت گ

برچسب: نویسنده: بهار محمدی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 13:43

خواب

یکشنبه هفدهم اردیبهشت ۱۳۹۶

امروز یه خوابی دیدم که خیلی به نظرم عجیب بود . گفتم ثبتش کنم تا یادم نرفته.

من بودم و شقایق و یه سری آدم دیگه تو ی ساختمون بزرگ ِ ساحلی! یه سری اتاق بود که توش یه سری تست می گرفتن. فرق اتاقا موزیکاش بود! اتاق ما ساز های کوبه ای داشت و اتاق رو به روییمون...

از ثبت موقت دربیاد و یادم بمونه تا همونجایی که نوشتم.

برچسب: نویسنده: بهار محمدی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 13:43

صفحه بندی